السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 15
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
كه بفرزندش ( حسن ) عليه السلام مىفرمايد : آيا مىخواهى من چهار چيز به تو ياد بدهم كه ترا از طب بىنياز كند ؟ حسن مىگويد بلى حضرت مىفرمايد : هنگامى براى خوردن طعام بنشين كه گرسنه باشى و وقتى از سر طعام برخيز كه كاملا " سير نشده باشى - غذا را خوب بجو - و وقتى كه مىخواهى بخوابى بمستراح برو - وقتىكه تو اين دستورها را به كار بستى در طب بىنياز مىشوى . مىفرمايد : هركس بخواهد زنده بماند ( گرچه زندگى در اين جهان دائمى نيست ) غذا را بموقع بخورد خواب را به تأخير بياندازد يعنى بلافاصله پس از صرف غذا نخوابد ) و بزنان كمتر نزديكى كند ، و قرضش را كمتر كند لطيفترين كلماتى كه من از حضرت على عليه السلام درباره طب شنيدهام ، مطالبى است كه مردان حديث از دو فرقه آنها را استخراج كردهاند - در رجال اهل سنت اسعد بن ابراهيم اردبيلى مالكى - به استناد به عمار بن ياسر و زيد بن ارقم آنها را چنين نقل مىكند : آن دو نفر گفتند ما در نزد حضرت على ( ع ) بوديم كه ناگاه صداى بلندى شنيديم حضرت در عمارت قضاوت بود بعمار فرمود بهبين چه كسى دم در است ؟ - عمار مىگويد من بيرون آمدم ديدم زنى سوار شتر است - ناله و شكايت مىكند ، و مىگويد : اى پناهدهنده پناه خواهان به تو روى آوردم و بولى تو متوسل گشتهام . تو روى مرا سفيد كن و غم را از من دور كن ديدم در اطرافش هزار سوار با شمشيرهاى كشيده ايستادهاند عدهاى طرفدار او بودند عدهاى هم مىگفتند : امير المؤمنين اجازه مىدهد - زن از شتر پياده شد با عدهاى وارد مسجد شد . اهل كوفه هم در آنجا جمع بودند - پس حضرت سر پا ايستاده فرمود : اى اهل شام آنچه كه برايتان اتفاق افتاده بگوئيد ،